حسين قرچانلو
316
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مقدسى ميافارقين شهرى نيكو و مستحكم و داراى دو باروست كه از سنگ ساخته شده و اطراف بارو خندق آبى دارد . اهل علم در آن ( شهر ) كم است ، آب مشروب مردم آن از چشمه و نهر است . سطح زمينش در زمستان گلآلود و كثيف است . « 1 » گاى لسترنج كه احتمالا در وصف ميّافارقين از نسخهاى از احسن التقاسيم استفاده كرده كه مشخص نبوده ، اضافه مىكند پيرامون خندق اين شهر حومهاى بزرگ با مسجد جامعى وجود داشته است . « 2 » ناصر خسرو كه در سال 438 هجرى قمرى از اين شهر عبور كرده و آن را ديده در وصف آن مىنويسد : بارويى عظيم از سنگ سفيد دارد كه هر سنگى مقدارش پانصد من است و به هر پنجاه گزى بالاى ديوار برجى بزرگ ساختهاند كه آن هم از سنگ سفيد است و بالاى بارو كنگرههاى متعدد ساختهاند . . . اين شهر فقط يك در ( دروازه ) در سمت مغرب دارد با درگاهى عظيم و كشيده و بر بالاى آن طاقى سنگين ساختهاند و در دروازهء آن ، آهنين است و در آن چوبى به كار نرفته است . شهر مسجد آدينهاى دارد . دو جوى بزرگ ، آبخانههاى شهر را تأمين مىكند . بيرون از باروى شهر در ربض ، كاروانسراها و بازارها و گرمابهها و مسجد جامع ديگرى واقع است كه روزهاى جمعه در آنجا نماز مىگزارند و در سمت شمال باروى شهر ديوار ديگرى است كه آن را محدّثه گويند ( يعنى شهر نو ) كه داراى بازار و مسجد جامع و حمّامهاى متعدد است . [ در آن زمان ] سلطان اين ولايت ابو نصر احمد ملّقب به شبل الدوله ، مردى صد ساله ، است . . . اين امير شهرى در چهار فرسنگى ميّافارقين ساخته و آن را نصريّه نام داده است . « 3 » در نيمهء اوّل قرن هفتم هجرى ياقوت در وصف اين شهر مىنويسد : ميّافارقين مشهورترين شهر ديار بكر است كه به ميّا [ نامى ] منسوب شده و او نخستين كسى است كه آن را بنا كرده و فارقين همان است كه به فارسى بارجين يا بارگين يا خندق خوانند كه به دور آن شهر كشيده شده است ، اين شهر از سنگ بنا شده و بناى آن را به انوشيروان بن
--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 197 . ( 2 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 120 . ( 3 ) . سفرنامهء ناصر خسرو ؛ ص 10 و 11 .